مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیهالسلام
شاعر : مجتبی روشن روان
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
قالب شعر : غزل
افـتـاده بود تـشـنـهلـب و آه میکـشـید فـریاد بیکـسـیش به جـائی نمیرسید
او رحـمت رحـیـم، جـواد الائـمّه بود میداد از کـرامـت خود بر همه امید
من درک کردهام خودم این نکته را که هست نـام جــواد بـر هـمـۀ قـفـلهــا کـلـیـد
دریای جود و عاطفه و ناجی غریب قبله؛ مراد؛ شهره به مِهر است و من مرید
برشانه داشت بـار غـم غـربـتی قدیم روی لـبـش تـرانـۀ یـاحی و یاشـهـید
مجموعهای ز مقتل اولاد فاطمه است پس روضههاش میطلبد گـریۀ شدید
باید به پای روضۀ این سرور صبور سر را شکست... گریبان ز غم درید
شرمندهام ز حضرت زهرا از این کلام آنقدر ناله زد ز عـطش تا نفـس برید
سر را گذاشت گوشۀ حجره به روی خاک گریان به سمت قبله غریبانه پَر کشید
|